اولین غم و آخرین نگاه
چه شامها که چراغم فروغ ماه تو بود..
پناهگاه شبم گیسوی سیاه تو بود..
اگر به عشق تو دیوانگی گناه من است..
زمن رمیدن و بیگانگی گناه تو بود..
دلم به مهر تو یک دم غم زمانه نداشت..
که این پرنده ی خوش نغمه در پناه تو بود..
عنایتی که دلم راهمیشه خوش می داشت..
اگر نهان نکنی،لطف گاهگاه تو بود..
بلور اشک به چشمم شکست وقت وداع..
که اولین غم من.،آخرین نگاه تو بود..

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۹/۲۵ ساعت 1:38 توسط يه قطره اشك
|