کاش می شد واژه های وجودت را طلا گرفت
ای معلم..!! تو را سپاس..،ای آغاز بی پایان،ای وجود بی کران ، تو را سپاس..!
ای والا مقام ، ای فراتر ازکلام ، تورا سپاس..!!
ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی سپاست می گویم.،
تو را به اندازه تمام مهربانی هایت سپاس می گویم...!!
ای نجات بخش آدمیان از ظلمت جهل و نادانی،ای لبخندت امید زندگی
وغضبت مانع گمراهی..، تو را سپاس می گویم...!!
این تویی که با دستان پرعطوفتت گلهای علم و ایمان را در گلستان
وجود می پرورانی و شهد شیرین دانش را به کام تشنگان می ریزی..
پس تو را ای معلم به وسعت نامت سپاس می گویم..،همان نامی که چهار حرف
بیشتر ندارد، اما کشیدن هرحرف وصدایش زمانی به وسعت تاریخ نیاز دارد..!

خوب میدانم این هفته ی عشق را، به خاطر خونت نام نهادند..!
پس منهم به پاکی این خونی که نثار اسلام کردی قسم میخورم ...
با " سیری در سیره نبوی و ائمه ی اطهار(ع) "..." توحید "..." معاد "
" نبوت " و " عدل الهی "را با جان ودل لمس کنم...!!
" آشنایی با قرآن " را سر لوحه ی زندگیم قرار دهم..!!
" فلسفه اخلاق " را بلند مرتبه کنم...!!
با " آزادی معنوی " همچو کبوتری در آسمان هستی پرواز کنم..!!
" انسان کامل " ی باشم که " احیای تفکر اسلامی " را بر خود واجب می داند..!!
و در" قیام و انقلاب مهدی(عج) " که " حماسه ی حسینی " زمان خواهد بود..
در" نبرد حق و باطل "ازحامیان حق باشم و خونم راهمچون توتقدیم اسلام کنم..!!