درست ساعت ۱۵:۱۷ پارسال اولین کلمات را بر قلب وبلاگم حک

کردم تا بهترین خاطرات سالهای تنهاییم را رقم بزنم...!!

خاطراتی که با خوبی هاش شد بهترین سال زندگیم...!!

دوستانی را درجای جای  سرزمینم پیدا کردم که شدند بهترین

دوستان زندگیم...!! آنقدر با خوبی ها و معنویتشان انس گرفتم که

روزها و ساعت ها با لبخند به خودشان و واژه هایی که بر قلب

وبلاگشان حک میکردند سپری کردم...!!

تا منهم همچو آنها از دریای بی کران معرفت و اخلاقشان

استفاده کنم و از جام وجودیشان بنوشم...!!

نمیدانم در مورد تک تکشان چه بگویم...!!

ولی میخواهم با صداقت بگویم در این یک سال غم ها و غصه ها

را از دلم ربودید...و لبخند را جایگزین اشک کردید..!!

در این مدت هیچگاه به خاطر خودم نگریستم..

اشک هایم فقط از غم غربت و تنهایی شما بود...!!

از سختی های هر از  چند گاه شما بود...!!

از خلوت و انس شما با خدا بود...!!!

و من در این مدت تنها حسرتم این است که چرا زودتر پای به

این دنیای نیمه مجازی نگذاشتم...!!

نمیخواهم جشن یک سالگی " اشکی و لبخندی " را بگیرم..

ولی تنها چیزی که تا مدتها من و غرق در تردید میکنه اینه که

دوست دارم نظر همه ی شما همراهان و دوستانم را در مورد

کامنتهای همیشه طولانی خودم بدانم...!!؟؟