داداشه حاج سید علی آقا سلام....!!

اگه دارم از اینجا و از خونه ی خودم سلام میکنم به خاطر اینه که

دیگه جایی رو ندارم تا بیام و سلام کنم....!!

یه آشیانه ی کوچکی داشتم که اونهم با حذف کردن وبلاگت ازم گرفتی...

دلمو به این آشیانه خوش کرده بودم...

اومدی و توی آخرین پستت نوشتی که آرشیو وبلاگ رو به ما هدیه میکنی..!!

پس چی شد..!!؟؟چرا این هدیه رو از ما گرفتی...!!؟؟

نوشتی" به خدا تک تک بچه هارو دوست دارم ولی........ ولی میخوام برم"

نمیدونم کجا می خوای بری...!!؟؟

یه جای دیگه ی که من نباشم...!!؟؟

خودت باشی و خدای خودت...

خودت باشی و دوستای جدیدت...!!

از دیروز تا حالا.. تو با آخرین پستت چشای منو بارونی کردی و منهم

با کامنتام چشمهای تو و دوستاتو بارونی کردم...!!

ولی نذاشتی حداقل گریه هامو توی کامنتام کامل خالی کنم

تا دیگه عقده نشه...!!

توی یه دونه از کامنتام واست به عصمت زهرا(س) قسم خوردم که اگه بر نگردی

منهم تا روز تولدم صبر میکنم.....بعد از اون کاری که نباید بکنم و میکنم و اینجا رو

واسه همیشه تعطیل میکنم...!!

نمیدونم چه جور میخوای مانع از این کارم بشی....!!ولی میدونم اگه بر گردی

همه چی درست میشه...!!

تازه می خواستم به  سفارش های قشنگت عمل کنم...!!

باز مثل قبل خودمو با شهادت مانوس کنم...

دلمو آسمونی کنم....

معنی صبر رو به خودم بفهمونم...

خستگی هامو پیش خدا ببرم...

..

..

..

دیگه نمیدونم چی بنویسم و از چی حرف بزنم...

فقط این و بگم دوس دارم خیلی زود بر گردی و آدرس جدیدتو بهم بدی

که اگه ندی منم رفتنی میشم...!!

کاش حداقل میذاشتی تا نازنینم بیاد و بگه که چقدر دلم از آخرین پستت گرفت

کاش فرصت کامنت گذاشتن به اون هم میدادی...!!

دلم واسه پست ها و کامنت هایی که با " بسم الله " و " سلام بر ائمه ی معصومین(ع)"

شروع می کردی و با جمله ی "در پناه ثقلین باشید" تموم می کردی تنگ میشه...!

دلم برای بودنت تنگ میشه...!!

دلم برای شندین حرف های دلت تنگ میشه...

و حتی دلم برای خودم تنگ میشه...

تا یادم نرفته...

اگه با کامنت هام اذیتت کردم...دلتو شکستم...حرفی زدم که نباید میزدم..!!

یا هر چیزی که باعث شد من نقشی در تعطیلی وبلاگتون داشته باشم منو ببخش..!

...................................................................................................................

اشک نوشت :

تمامی این حرف ها واسه کسی بود که همین چند ساعت قبل نور

وبلاگشو( عشق بازی هایم با خدا ) واسه همیشه خاموش کرد...!!

درست مثل پارسال همین موقع که سه نفر از دوستان وبلاگی خداحافظی کردن...!!

دوتاشون برگشتن...ولی یکیشون واسه همیشه رفت....!!

خدا کنه داداش حاج سید علی آقا واسه همیشه نره...

و گرنه نور اینجا هم خاموش میشه...!!