نمیدونم تا حالا به این فکر کردید که بعضی از آدم های دور و برمون

حد و اندازه های شهادت هستند که با مرگ طبیعی اصلا نمیشه

خوبی ها و پاکی هاشون و جواب داد...!!

یا حداقل لیاقتی به اندازه ی شهادت دارن.....!!

همون کسانی که روز و شب آرزویی به جز شهادت ندارن...

همون کسانی که التماس شهادت دارن از بی بی فاطمه ی زهرا(س) ...

همون کسانی که هنوز شهادتشون نرسیده ولی بوی شهید و شهادت میدن....!!

همون کسانی که تمام متعلقات زندگیشون و از خودشون دور میکنند تا این

امر بزرگ زودتر اتفاق بیفته و به دیدار یار برسند...!!

اره درسته همه ی اون کسانی که هنوز اعتقاد دارن " در باغ شهادت باز بازست "...!!

..

..

..

یه بچه شهید به تمام معنا بود...

از اون بچه هایی که نه طعم داشتن پدر رو چشیده بود...نه مادر...

هم از پدری بچه شهید بود...هم از مادری...!!

جنازه ی پاک باباش بعد از ۱۸ سال اومد و جنازه ی مادرش هنوز مثل

مادرش زهرا(س) بی نام و نشونه...!!!

شاید تنها یادگار مامان باباش بود که چند سال قبل از دنیا رفت و باز

یه تنهایی پشت تنهایی...!!از خواهرش یه کوچولویی به نام " سید علی "موند

که از هفت ماهگی پیش داییش زندگی میکنه...!!

واسه همین بود که خودشو " داداشه حاج سید علی آقا "صدا میزد...

به خواهر زاده اش یاد داده بود تا " داداش " صداش کنه...آخه می خواست

یاد و خاطر خواهرش همیشه زنده بمونه...!!

ولی همدم تنهایی ها و بی کسی هاش همین یکسال پیش رفت پیش خدا..!!!

با اینکه ۲۴ سال بیشتر نداره ولی باید اونو " ام المصائب "نامید...

اره تنها به همسرش " سیده فاطمه گل "دل خوش کرده بود که هم واسش

مادر بود هم پدر...و هم خواهری که دیگه نبود...!!

ولی در جواب همه ی این بی کسی ها میگفت:" وما رایت الا جمیلا "

توی این دنیا کیو داره تا باهاش باشه رو دیگه نمیدونم...!!

این ،همه ی اون عزیزانی بود که خدا نذاشته بود طعم داشتنشون و بچشه...

ولی در عوض محبت و معرفت خودش رو بهش داده بود...!!

همون معرفت و اخلاقی که همه آرزوشونه به اون حد از معرفت برسن...!!

دست روی هر کدوم از ابعاد وجودی انسانیت که میذاشتی نمونه ی انسان کامل بود..!!

دلش مملو از نورانیت آیات قرآن بود....!!

همه ی قرآن را توی دلش جا داده بود تا فقط و فقط به فکر شهادت

باشه و زندگی جاودانه را بر زندگی فانی ترجیح بده...!!

میشه تمام قدمهایی ملتمسانه ای که به خاطر شهید شدنش

طی میکنه را لمس کرد...!!

..

..

کاش وبلاگ ساداتش هیچ وقت بسته نمی شد تا بوی بهشت و شهادت

هنوز هم به مشامم می رسید...!!

..................................................................................................................

محبت نوشت :

به نیابت از همه ی این عزیزان سفرکرده سه تا  "صلوات "کوچولو توی دلت بفرست..!!